
برای دریافت برنامه به ادامه مطلب مراجعه کنید
برای دانلود به ادامه مطلب بروید...
با تشکر از شما

برای دریافت لینک های دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید.
دهقان پير ، با ناله می گفت : ارباب ! آخر درد من يکی دوتا که نيست ، با وجود اين همه بدبختی ، نمي دانم خدا چرا با من لج کرده وچشم تنها دخترم را « چپ » آفريده است ؟! دخترم همه چيز را دو تا می بيند ! ارباب پرخاش کرد که بدبخت ! چهل سال است نان مرا زهر مار مي کنی ! مگر کور بودی ، نديدی که چشم دختر من هم «چپ» است ؟! گفت چرا ارباب ديدم ....اما.... چيزی که هست ، دختر شما همه ی اين خوشبختی ها را " دوتا " می بيند ....ولی دختر من ، اين همه بدبختی ها را
شواهد موجود حاکي از آن است که خطري جدي آرامگاه کوروش را تهديد مي کند و در صورتي که مسئولان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري و وزارت نيرو تدبيري در اين باره نياانديشند، شاهد تخريب سنگ هاي آرامگاه کوروش خواهيم بود. در حال حاضر بستر سنگي بخش شمالي آرامگاه که آفتاب کمتري مي بيند، از خز و گلسنگ پر شده است.
رشتيه مي گن تاحالا زنت رو بوس كردي ؟ مي گه : اي ي ي ي.......دهنيه
دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده
راهكار هاي جديد تنبلي رسيد : 1. روزها استراحت كنيد تا شبها بتوانيد راحت بخوابيد. 2. در نزديكي تختتان صندلي راحتي بگذاريد، تا اگر از خواب بيدار شديد، روي آن بنشينيد و استراحت كنيد. 3. خوابيدن به نشستن، نشستن به ايستادن، ايستادن به راه رفتن الويت دارد. 4. جايي كه مي توانيد بنشينيد چرا مي ايستيد. 5. كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا. 6. اگر حس كار كردن به شما دست داد، كمي صبر كنيد
اگه عاشق شدي و مي خواي به عشقت برسي به توصيه ي زير توجه كن .................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................. . . . . . . . . . اي شيطون ، مچتو گرفتم حالا تعريف كن طرف كيه ؟ /:)/:)
پسرها نميتوانند 1- با داشتن هيكلي ضايع تيشرت تنگ نپوشند و فيگور نگيرند! 2- از كلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تيغه نكنند و after shave نزنند! 3- پس از يافتن اولين مو در پشت لب احساس مردانگي نكنند و به فكر ازدواج نيفتند! 4- در مهمانيها و محافل خانوادگي احساس با مزگي نكنند و چرت و پرت نگويند! 5- ادعاي با مرامي و با معرفتي و با وفايي و غيره نكنند! 6- كت و شلوار صورتي با بلوز زرد نپوشند و كراوات قهوهاي نزنند! 7- احساس با غيرتي نكنند و راه به راه به آبجي كوچيكه گير ند
- با داشتن هيكلي ضايع تيشرت تنگ نپوشند و فيگور نگيرند! 2- از كلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تيغه نكنند و after shave نزنند! 3- پس از يافتن اولين مو در پشت لب احساس مردانگي نكنند و به فكر ازدواج نيفتند! 4- در مهمانيها و محافل خانوادگي احساس با مزگي نكنند و چرت و پرت نگويند! 5- ادعاي با مرامي و با معرفتي و با وفايي و غيره نكنند! 6- كت و شلوار صورتي با بلوز زرد نپوشند و كراوات قهوهاي نزنند! 7- احساس با غيرتي نكنند و راه به راه به آبجي كوچيكه گير ندهند! 8- از 9 سالگي پشت
گرگه میره در خونه شنگول منگول میگه منم منم مادرتون خرسه میاد بیرون میگه بابا تو ننه ما رو گاییدی اونا ۱۰ ساه از اینجا رفتن!!
بار دیگر با شرکت در انتخابات خریت خود را به تمام مردم جهان بار دیگر ثابت کنید
به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟![]()
اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!![]()
![]()
غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!
پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"
![]()
يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.![]()
![]()